رضا قليخان هدايت
1044
مجمع الفصحاء ( فارسي )
را شمس زردوز خواندندى چون ملتحى شد به سير و سياحت رغبت فرمود و به خدمت مشايخ رسيد ارادت بشيخ ركن الدّين سجاسى يا بابا كمال داشت وى و شيخ فخر الدّين ابراهيم همدانى متخلص به عراقى در چله خانهء يك شيخ تربيت يافتند فخر الدّين عراقى غزلى گفته بر شيخ خود خواند شيخ از شمس پرسيد كه فرزند تو توانى و ارادت خود مرا در صورت عبارات و الفاظ درآوردن وى گفت مرا از علم صورت و نظم بهره نيست شيخ فرمود : خداوند به تو فرزند و مصاحبى روحانى خواهد داد كه بسيارى از علوم اولين و آخرين به نام تو در روزگار ازو باقى ماند پس بجانب روم رو تا حقيقت امر معلوم شود در آنجا نيمسوختهيى هست آتش در او زن كه عالم را روشن كند شيخ شمس الدّين در لباس فقر بولايات روم تماشا و سياحت مىكرد تا به قونيه رسيد در سراى موسوم بخان شكرريزان مسكن گرفت مولانا جلال الدّين محمد بن بهاء الدّين محمد بلخى كه ابا عن جدّ از علما و عرفا بودهاند بعد از اينكه والدش را به جهت ازدحام مريدين و هجوم معتقديم خوارزمشاه از بلخ اخراج نمود به مكهء معظمه رفته بعد از زيارت بقونيهء روم آمدند علاد الدّين كيقباد سلجوقى ايشان را در قونيه به عزت نگاه داشته پس از چندى بهاء الدّين فوت يافت و جلال الدّين بهجاى پدر بر مسند افادت برنشست و مرجع علماى عهد گشت قلبا مايل به صحبت اهل حال بود و طالب خدمت اهل كمال شمس الدّين وى را ديده صيد خود را شناخته و در قفايش تاخته بعد از سؤالات و تحقيق حالات مولانا از مقامات و كرامات شيخ باخبر گرديد و ارادت او را برگزيد به ترك علم صورت گفت و طالبان علم را از خود منع كرد و شوريده شد مردم قصد شمس الدّين كردند چندى سفر كرد و بازآمد بالاخره در دست علاء الدّين محمد فرزند مولوى به شهادت رسيد مولانا بنا بر ارادت ديوانى به نام شيخ تمام فرمود و اينكه تا اكنون به نظر رسيده چهل پنجاه هزار بيت اشعار است و بغايت نيكوست كه از آن زبدهيى بيرون نوشته و هديهء دربار شهريار معدلت آثار و شاهنشاه معرفت شعار محمد شاه طاب ثراه كردهام اكنون نيز لختى از آنها درين دفتر مىنگارم پس از اتمام ديوان غزليات شش دفتر مثنوى به ترغيب حسام الدّين چلبى منظوم آمد ذكر حالات ايشان مفصلا در دفاتر ديگر مسطور است و مثنوى مولانا از غايت اشتهار مستغنى از تعريف و در عجم از آن برتر كتابى منظوم نيفتاده و انتخاب آن درين كتاب خلاف ادبست و گنجايش دريا در قطره محال و ليكن از ديوان غزليات مولانا كه زياده از پنجاه هزار بيت است بعضى انتخاب افتاده مرقوم خواهد داشت و